تبليغاتX
من و لی لی بیت

پنجشنبه 18 بهمن1386

قلبها از سنگ

آسمان تو صدای من را می شنوی

گوش کن

آه... بس راه گلویم تنگ است

من برای فریادی

که درون دلم انباشته ام

دو دهان می خواهم

قلبها از سنگ است

هرطرف می نگرم هیچکس

چشم در راهم نیست

خسته ام از این وهم

خسته ام از این زیست

آه ای ژرف سیاه

ای سراپا رویا

ای تو، ای جای خدا

تو به من گوش بده

کافی ام نیست دو چشم و دو نگاه

من برای دیدن

صد نگاه می خواهم

بنگر... دستانم

بهر یاری جستن کافی نیست

من دو دست دیگر کم دارم

من به قدر همه این عالم

در دلم غم دارم

آه... ببین کمرنگم

من برای بودن

چند تن می خواهم

و برای فریادی

که درون دلم انباشته ام

دو دهان می خواهم

نگاره اوجی

نوشته شده توسط عسل و عشاق در 20:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه 16 آذر1386

یادهای ابی روشن

يادهاى آبى روشن‏

ايا تبعيديان كوه گمنامى!

اى گوهران نامهاتان خفته در مرداب خاموشى‏

اى محو گشته يادهاتان، يادهاى آبى روشن‏

به ذهن موج گل‏آلود درياى فراموشى‏

زلال جارى انديشه‏هاتان كو

كدامين دست غارتگر به يغما برد تنديس طلاى ناب روياتان‏

درين طوفان ظلمت‏زا

كجا شد زورق سيمين آرامش نشان ماه پيماتان‏

پس از اين زمهرير مرگزا

دريا اگر آرام گيرد

ابر اگر خالى كند از عقده‏ها دل‏

دختر مهتاب اگر مهر آورد، لبخند بخشد

كوه اگر دل نرم سازد، سبزه آرد

بارور گردد

يكى از نامهاتان، برفراز قله‏ها

خورشيد خواهد شد؟

طلوع يادهاتان‏

يادهاى آبى روشن‏

به چشم ماهيان خسته از سيلاب و

از باران ظلمت‏ها هراسان‏

جلوه اميد خواهد شد؟

ايا تبعيديان كوه گمنامى!

نادیا انجمن هروی      قوس ـ آذر 1380

http://www.bukharamagazine.com/29/articles/m25.html

نوشته شده توسط عسل و عشاق در 21:59 |  لینک ثابت   •